up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله آثار استغفار PDF
QR code - آثار استغفار

آثار استغفار

مصونيت يابي در پرتو «استغفار»

در مقاله حاضر نويسنده با بيان اهميت و جايگاه استغفار در زندگي انسان، به برخي شرايط و اثرات و کارکردهاي استغفار در فرد و جامعه اشاره مي کند که با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
انسان موجودي شگفت انگيز و پر از اضداد و تناقضات است لذا مي توان او را همانند خداوند و آفريدگارش برشمرد. از اين روست که خداوند، وي را مظهر کامل خويش به تجلي و تعليم اسمايي شمرده است و به خاطر اين شاهکار آفرينش، بر خويش درود و آفرين فرستاده است. اين گونه است که در عين اول بودن در آخر است و در همان حال که ظاهر است باطن است.
تنها تفاوتي که ميان خدا و انسان وجود دارد اختلاف در الوهيت و عبوديت است؛ به اين معنا که يکي خالق و ديگري مخلوق است. وجود فقري انسان و وجود غني ذاتي خداوندي موجب مي شود که انسان همواره در حال اتصال خواهي با مبدا وجودي خود باشد. اگر ميان خداوند و هر موجود ديگري، اتصال وجودي به شکل اکراهي است، ميان انسان و خداوند دو گونه اتصال وجود دارد؛ اتصالي که به عنوان اتصال خالق و مخلوق است و اتصالي که به عنوان عبد و معبود است. اين اتصال اخير است که به انسان ويژگي هاي خاص و توانمندي هاي ويژه بخشيده است به گونه اي که مي تواند با بهره مندي درست از اين اتصال، در مقام خلافت ربوبي خاص و کامل نسبت به خود و حتي جهان هستي، در کائنات تصرف نمايد.
با اين همه اراده و اختياري که منشأ و خاستگاه اتصال عبد و معبودي مي شود، به علل دروني و بيروني، انسان مي تواند به گونه ديگر رقم بخورد و به جاي آن که متصل به جمال الهي شود به جلال الهي متصل شود و خشم و غضب الهي را به جان بخرد و در آتش دوزخ جلالي خداوند گرفتار آيد.
عوامل دروني چون هواهاي نفساني و بيروني چون وسوسه هاي شيطاني همواره آدمي را از جمال خداوندي به سوي جلال خداوندي سوق مي دهد. البته از آن جايي که رحمت و فضل و عنايت الهي بر غضب و خشم و جلال او مقدم مي شود، همواره الهامات تقوايي در گوش جان و دل انسان القا مي شود تا او را به سوي خير و جمال و کمال هدايت کند. هر گاه هواي نفساني و وسوسه شيطاني او را به سوي جلال الهي مي کشاند در همان حال فطرت، عقل، الهامات دروني و وحياني بيروني، وي را به سوي خير و صلاح مي خواند و توبه و استغفار را به گوش جانش مي رساند.
تاکنون درباره نقش استغفار، بسيار گفته و نوشته اند، با اين همه به نظر مي رسد که اين عامل سرنوشت ساز که حضرت آدم(ع) را در هنگام هبوط از بهشت، رهايي بخشيد و فرصت هاي مکرري به او داد تا در مسير کمالي و هدايتي عبوديت گام بردارد و به مقام راستين خويش دست يابد و هم چنين بسياري از انسان ها را دستگير شده و حتي پيامبراني را از خطر هلاکت نگه داشت، آن چنان مهم و ارزشمند است که هر از گاهي مي بايست و بلکه مي توان چيزهاي جديد و آثار و برکات تازه اي از آن کشف کرد و به دست آورد. از اين رو بازخواني آداب و آثار آن تنها براي کشف بعدي ديگر از ابعاد و جهتي ديگر از جهات بي نهايت اين ابزار کارآمد الهي در دست بشر است که به سادگي مي تواند به وسيله آن خود را از بسياري از گرفتاري ها رهايي بخشد و يا بسياري از گرفتاري ها و مصيبت ها را از خويش دفع کند؛ زيرا استغفار داراي دو کارکرد مهم دفعي و رفعي است.
● از چه چيزي استغفار کنيم؟
بسياري از مردم به ويژه جوانان مي پرسند که از چه چيزي استغفار کنيم؟ ما که گناهي نکرده و جرم و جنايتي مرتکب نشده ايم. اين پرسش زماني پررنگ تر مطرح مي شود که آنان که با آموزه هاي قرآني و يا روايي مواجه مي شوند که در آن پيامبران و امامان(ع) و اولياي خداوندي مامور به استغفار شده و يا در دعاهاي خويش به ذيل توبه و استغفار چنگ زده اند. در اين صورت مي پرسند که پيامبر(ص) و يا امامان(ع) چرا بايد استغفار کنند و از چه چيزي مي بايست استغفار کنند؟ اصولا استغفار چيست و چه جايگاهي در هستي شناسي و امور تکوين دارد که براي دفع امور تکويني و بلاهاي طبيعي به ذيل آن تمسک جسته مي شود و يا براي رفع مصيبت و بلايي آن را ابزار و وسيله رهايي قرار مي دهند؟
آن گونه که محقق انديشمند و زبان شناس و قرآن پژوه فرهيخته راغب اصفهاني در کتاب مفردات الفاظ القرآن الکريم خويش گفته است: «استغفار به معناي طلب آمرزش، از ريشه غفران گرفته شده است که در اصل به معناي پوشيدن چيزي است که آدمي را از آلودگي نگه دارد. بنابراين استغفار به معناي طلب پوشيدن چيزي است که آدمي را از آلودگي هاي دروني و بيرون محافظت کند و از آن دور نگه دارد. به سخن ديگر، استغفار، درخواست مصونيت از عذاب با گفتار و رفتار خويش است. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه غفر)
کسي که استغفار مي کند مي کوشد تا خود را از آلودگي حفظ کند و تن پوشي را به تن نمايد تا بوي گناهان بيروني ديگران به وي نرسد و يا نمي گذارد بوي گناهان او به بيرون درز کند و او را رسوا سازد و يا کاري مي کند که آثار و پيامدهاي آن از درون و بيرون وي برطرف شود.
● بوي بد گناهان
در روايات است که هر گناهي بويي دارد که بسيار زننده است و ديگران را مي آزارد. انسان هايي که اهل دل هستند حتي از کسي که در حالت جنابت و يا حيض است در رنج و عذاب قرار مي گيرند؛ زيرا با آن که جنابت و حيض امري طبيعي است ولي بويي خاص و زننده براي اهل دل دارد و آنان را به رنج مي افکند. اصولا هر چيزي در دنيا داراي بوي خوش و بوي زننده است. رفتارها و گفتارهاي آدمي نيز اين گونه است. لذا از مؤمن و انسان هاي طيب و پاک بوي خوشي برمي خيزد که همگان را به سوي خود جلب و جذب مي کند. در داستان اويس قرني آمده است که وقتي آن حضرت(ص) از مسافرت به مدينه بازگشت بيان کرد که بوي خوشي به مشام مي رسد و اين بوي از قرن است. معلوم شد که اويس قرني به مدينه آمده بود تا به ديدار محبوب خويش حضرت ختمي مرتبت(ص) برسد ولي به سبب وعده اي که به مادر خويش داده بود آن حضرت را نديده از مدينه بازگشت؛ زيرا پيامبر(ص) به بيرون مدينه مسافرت کرده بود و در آن جا حضور نداشت. اين بوي خوش مؤمن است که اهل دل آن را مي بويند و مي شنوند.
در روايت است که حضرت پيامبر(ص) براي ديدن فاطمه زهرا(س) لحظه شماري مي کرد و هر روز به نزد ايشان مي شتافت و ايشان را مي بوييد و مي گفت که او بوي بهشت مي دهد.
بوي تعفن کافران و مشرکان چنان است که مؤمنان و اهل دل را مي آزارد و آثار آن رنج آور و سخت است.
گناهان نيز بوي ناخوش دارند. هرگناهي بوي خاص دارد و از هر امر ناپسند و زشتي، بوي کريه و بدبو متصاعد مي شود. بنابراين اهل دل با بوهاي متفاوت مي توانند بفهمند که شخص چه گناهي کرده است و در چه حالتي است. درباره برخي از اهل دل نقل شده که هنگام ديدن يکي از شاگردان خود، درس خويش را تعطيل کرد و به او گفت که با حالت جنابت و غسل نکرده در درس حاضر نشود. او با بويي که از جنابت وي متصاعد مي شد دريافت که وي غسل جنابت نکرده است.
اهل دل و مومنان واقعي همان گونه که حالت شخص را مي دانند و از باطن وي آگاه هستند، هم چنين از بوي بد و خوش مي فهمند که چه عمل نيک و يا بدي را انجام داده است و درچه حالتي از حالات انساني قرار دارد.
● بوي خوش کار نيک
استعفار موجب مي شود تا آدمي دور خويش حصار و دژي استوار بر پا کند و از آثار زشت گناه ديگران در امان ماند؛ همچنين باعث مي شود تا از آثار و تبعات گناه خويش در امان باشد و حداقل در ميان خلق رسوا نشود. توبه يعني بازگشت به سوي خدا و درمسير کمالي قرارگرفتن پس از آن که با گناه خويش کجروي کرده است و استغفار يعني اين که خود را از آثار و تبعات آن در امان داشتن و از رسوايي رهايي يافتن. بنابر اين هرکسي مي بايست براي رهايي از آثارو تبعات بيروني، با استغفار دژ و قلعه اي براي خود بسازد. از اين رو استغفار امري عمومي است و اختصاص به گناهکاران ندارد وحتي مومنان بلکه پيامبران براي در امان ماندن از آثار دروني و بيروني اعمال ديگران به ذيل استغفار تمسک مي جويند.
به سخن ديگر گاه انسان مي بايست از ظلم و ستم به نفس خويش استغفار کند؛ زيرا حق نفس را چنان که بايد و شايد ادا نکرده و اسمايي را که خداوند در ذات وي به وديعت نهاده به فعليت نرسانده است (آل عمران آيه ۱۳۵ و نساء آيات ۶۴، و ۱۱۰ و نيز اعراف آيه ۲۳ و انبياء آيات ۸۷ و ۸۸ و قصص آيه ۱۶) و گاه ديگر نياز است که از گناه و خطاي خويش توبه و استغفارکند (بقره آيه ۵۸ و اعراف آيه ۱۶۱ و غافر آيه ۵۵ و آل عمران آيه ۱۹۰و ۱۹۳ و يوسف آيه ۲۹ و ۹۷و آيات ديگر قرآن) و دمي ديگر مي بايست از قضاوت عجولانه و داوري بي دليل و ضد ارزشي (ص آيات ۲۴ و ۲۵) يا قتل (قصص آيات ۱۵و ۱۶) و کفر نفاق وشرک(مائده آيات ۷۳ و ۷۴) استغفار نمايد.
چنان که استغفار گاه از گناه و خطاي خود است(ابراهيم آيه ۴۱ ونوح آيه ۲۸) و گاه براي گناه ديگران از مردم و زنان مومن (محمد آيه ۹ و ممتحنه آيه ۱۲ و نوح آيه ۲۸) يا فرزند (يوسف آيات ۹۷ و ۹۸) و برادران (اعراف آيه ۱۵۱ و حشر آيه ۱۰) ووالدين (ابراهيم آيه ۴۱ و نوح آيه ۲۸) ومانند آن مي باشد.
استغفار پيامبران در بسياري از موارد از نوع استغفار براي ديگران بوده است و آنان چنان اواب و حليم و رحيم بودند که مي کوشيدند تا دامنه رحمت و محبت ايشان از راه استغفار به مشرکان و کافران نيز برسد؛ از اين رو خداوند از اين عمل باز داشته و خواسته که ايشان و نيز مومنان براي کافران و مشرکان استغفارنکنند و براي آنان دژي نسازند. (توبه آيه ۱۱۳ و ۱۱۴) خداوند درآيات ۶۰ تا ۶۴ سوره نساء اثر بخشي استغفار پيامبر (ص) براي منافقان را مشروط به توبه آنان دانسته و در آيه ۸۰ سوره توبه بيان داشته است که علت عدم تاثير استغفار پيامبر (ص) درحق منافقان به سبب فسق ايشان است.
بنابراين استغفار پيامبر (ص) درحق ديگران که بسيار تاثيرگذار است در اثر کفر و نفاق و فسق، بي اثر مي شود (توبه آيات ۷۷ و ۸۰ و منافقون آيات ۱ تا ۶)
قرآن بيان مي دارد که استغفار پيامبر(ص) به سبب کارايي و تاثيرگذاري بسيار آن نه تنها در دنيا بلکه در آخرت نيز شامل مؤمنان و ديگراني مي شود که کفر و نفاق و فسق و شرک نداشته اند (تحريم آيه۸) و آن حضرت(ص) حتي در قيامت نيز براي مؤمنان دژ استواري با استغفار خويش مي سازد. (همان)
آثار استغفار
با مطالب پيش گفته بخشي از آثار استغفار در زندگي دنيوي و اخروي شناخته شد. با اين همه مي توان براي استغفار آثار و فوايد ديگري نيز برشمرد که از جمله آنها مي توان به مصونيت يابي از عذاب الهي (انفال آيه۳۳ و کهف آيه۵۵) اشاره کرد.
بسياري از مردم از وجود عذاب هاي روزمره خويش غافل هستند؛ اينان نمي دانند که وقتي براي کاري به جايي مي روند چرا با واکنش هاي تندي مواجه مي شوند و يا با مصيبت و مشکلي روبه رو مي شوند؟ اگر اين افراد به دامن استغفار چنگ زنند از اين امور رهايي مي يابند و بسياري از کارها به آساني حل مي شود. انسان با ساختن دژي به وسيله استغفارهايي که بهترين عدد آن هفتاد است مي تواند به گونه اي عمل کند که بوي بد اعمالش به مشام ديگران نرسد و چشمان دل مردم روشن ضمير آن را در حالت زشت و ناپاک نبيند. هرانساني خواسته و يا ناخواسته توانايي ديدن و بوييدن دارد هرچند که اين مسئله داراي شدت و ضعف است ولي همه، اين توانايي را به طور فطري دارا هستند.
بنابراين براي اين که از آسيب هاي گناه و خطا و اشتباهات خويش در امان مانيم، بايد به دژ استوار استغفار پناه بريم. در اين حالت است که بوي بد گناه و خطا به بيرون درز نمي کند و ديگران با ما واکنش هاي تند و عصبي و زشت انجام نمي دهند و بسياري از مشکلات و گرفتاري هاي روزانه از ميان مي رود؛ زيرا هر خطا، بوي و حالتي را ايجاد مي کند که ديگران را مي آزارد و رفتارهاي آنان را با ما دگرگون مي سازد. اين امر، طبيعي است زيرا گناه، مجازات هايي را هم دارد که دشمني خدا وديگران از آن جمله است؛ چون که همه هستي جنود و سربازان الهي هستند و کسي که با خطا وگناه خويش به جنگ خدا مي رود خداوند نيز سربازان خويش از شيطان و غيرشيطان و از مؤمن و کافر را بسيج مي کند تا او را مجازات کنند. اين گونه است که خطاکار مجازات مي شود ولي اگر استغفار کند در دژ آن قرار مي گيرد و امنيت مي يابد. اين همان مصونيت يابي است که در اين آيات بيان شده است.
در روايت است که پيامبر(ص) به مردم هشدار مي دهد که براي در امان ماندن از رسواشدن در پيشگاه مؤمنان، خود را با استغفار از خطا و گناهان در امان نگه داريد؛ زيرا چنان که گفته شد هر خطا و گناهي بويي دارد و حالتي در انسان ايجاد مي کند و نوري را از انسان مي زدايد که اهل دل آن را مي بينند و مي بويند. آن حضرت فرمود: تعطروا بالاستغفار لاتفضحنکم روائح الذنوب؛ با استغفار خود را معطر کنيد تا بوي گناهشان شما را رسوا نسازد.
نزول باران و رونق کشاورزي (نوح آيه ۱۰ و ۱۲) ازطريق جلب محبت الهي با استغفار (هود آيه ۹۰) صورت مي گيرد و انسان در رحمت الهي قرار گرفته و از آثار رحمت خاص بهره مند مي شود. (بقره آيه۱۹۹ و نساء آيات ۱۰۶ و ۱۱۰ و آيات ديگر) البته آثار ديگري نيز براي استغفار در آيات قرآني گفته شده که بيان آن مجال ديگري مي طلبد.
● آداب استغفار
استغفار به معناي گفتن: استغفرالله ربي و اتوب اليه است. اين کلمه آثار وجودي بسياري در جان و روح خود و جهان دارد. از اين رو تکرار آن در روز دست کم به هفتاد بار سفارش شده است. اين مطلب از آن جا گفته شده که خداوند مي فرمايد اگر پيامبر(ص) با آن که استغفار وي مي تواند پوشش و دژي براي هر کسي باشد و نياز آن نيست تا آن را تکرار کند و همان يک استغفار وي کفايت مي کند؛ اما با اين همه اگر هفتاد بار براي کافران و منافقان استغفار کند پذيرفته نمي شود و اثري به جا نمي گذارد. از اين رو، گفته اند که استغفار مي بايست کم تر از هفتاد مرتبه نباشد. در روايات است که پيامبر(ص) پس از هر ملاقات با افراد دست کم بيست و پنج بار استغفار مي کرد. بنابراين ذکر استغفار مي تواند به عنوان بهترين دژ مورد استفاده قرار گيرد که شمار آن کم تر از هفتاد نباشد.
اين استغفار مي تواند در ساعات مختلف شبانه روز انجام گيرد ولي بهترين ساعات آن سحرگاهان است که آيه ۱۷ سوره آل عمران و نيز ۱۸ ذاريات اين معنا را به صراحت و در آيه ۹۸ سوره يوسف به کنايه بيان کرده است. چنان که براساس روايتي شب جمعه براي اين کار مناسب تر و ارزشمند دانسته شده است. (مجمع البيان ذيل آيه ۹۸ سوره يوسف)
در استغفار ضمن اعتراف به لغزش خود (اعراف آيه ۲۳ و انبياء آيه ۸۷ و ۸۸ و قصص آيه ۱۶) و اقرار به توحيد و ايمان به خدا و تسليم در برابر او (آل عمران آيه ۱۶ و ۱۹۳ و مؤمنون آيه ۱۹) مي بايست به ربوبيت الهي توجه کرد (آل عمران آيه ۱۴۷ و ۱۹۳ و آيات ديگر) زيرا توجه به ربوبيت وي به معناي آن است که خداوند در همه کائنات از ريز و درشت امور تصرف مستقيم دارد و امري بر او نه مخفي و نه بيرون از دايره قدرت و تصرف اوست. اين همان معناي پذيرش ولايت الهي نيز است که از جمله آداب استغفار دانسته شده است. (بقره آيه ۲۸۶ و اعراف آيه ۱۵۵)
از آن جايي که انسان گناهکار و خطاکار آبرو و حيثيتي ندارد بهتر است که کسي را واسطه و وسيله قرار دهد که داراي شأن و منزلت در نزد خداست. لذا توسل به پيامبران و امامان و اولياي الهي در آيات ۶۴ سوره نساء و نيز ۹۷ و ۹۸ سوره يوسف و ۱۱ سوره فتح سفارش و تأکيد شده است.
ذکر صفات حسناي الهي براي جلب توجه و محبت وي (اعراف آيات ۱۵۱ و ۱۵۵ و مؤمنون آيه ۱۰۹ و ۱۱۸) از جمله ديگر آداب استغفار است. به هر حال انسان مي بايست توجه به خدا و ذکر او را (آل عمران آيه ۱۳۵) اصالت بخشد و او را در اين باره از نظر دور ندارد و بدين ترتيب انسان در دژي در مي آيد که او را از خود و ديگران حفظ مي کند و آثار بد را از وي دور مي سازد و از رسوا شدن در ميان خلق رهايي مي بخشد.

آثار زلزله: هنگامي که زلزله اتفاق مي افتد از خود آثاري به جا مي گذارد ،اين آثار به شرح زير است : لرزش زمين وتخريب ساختمانها : در اثر زلزله زمين به ارت ...

● آثار ذکر «ياد خداوند» آثار و برکات فراواني دارد که در آيات و روايات به آن اشاره شده است. در اين جا به برخي از آنها اشاره مي کنيم: ۱) مورد ياد خدا قر ...

آثار و عوارض ديابت بر بدن ما يکي دوتا نيست؛ از فرق سر (مغز و چشم) تا نوک پاي مان (زخم هاي پوستي کف پا) ممکن است با اين بيماري درگير شود. اما مسئله اين ...

در هر هنري پديده‌اي خاص به عنوان مادّة خام براي آفرينش به كار گرفته مي‌شود. نقّاش از خطّ و رنگ بهره مي‌گيرد، و موسيقي دان به صوت هماهنگي مي‌بخشد، و پي ...

شرک که به معناي نوعي همتايي و مشارکت است در کلام اسلامي و اصطلاحات قرآني به معناي پذيرش شريک و همتا براي خدا در حوزه ربوبيت و الوهيت است. به سخني ساده ...

طلاق به عنوان يک مسئله اجتماعي که در برگيرنده انحلال قانوني ازدواج و جدايي زن و شوهر مي باشد، به لحاظ تأثيرات گسترده در روند رشد جمعيت و همچنين دگرگون ...

اطلاعات اوليه يکي از پاسخها يا واکنشها که تحت تاثير برخورد پرتوها به بافتها يا اندامها ، ايجاد مي‌شود، تغييرات ژنتيکي است که براي آنها مفهوم آستانه کم ...

درمقاله حاضر نويسنده ضمن تشريح اينکه گريه يکي از نيازهاي طبيعي بشر است، آن را منافي با رضا به قضا و قدرالهي ندانسته است. همچنين به فضايل گريه براهل بي ...

دانلود نسخه PDF - آثار استغفار