up
Search      menu
گیاه شناسی :: مقاله آتشک PDF
QR code - آتشک

آتشک

آتشک (Fire Blight)

آتشک يا بادزدگي (به انگليسي: Blight يا Fire Blight) با عامل باکتريايي Erwinia amylovora يکي از مهمترين بيماري‌هاي درختان ميوه دانه‌دار (سيب، گلابي و به) و گياهان خانواده گلسرخيان مي‌باشد. اين بيماري نوعي از بيماري‌هاي گياهي است که از مهم‌ترين بيماري درختان ميوه گلابي و به در جهان است. در برخي سال‌ها اين بيماري روي درختان سيب خصوصاً انواع حساس نظير رقم فوجي، گالا و ارقام محلي ايران نظير رقم شفيع‌آبادي خسارت مي‌زند ولي به طور معمول شدت خسارت بيماري آتشک روي درختان سيب از دو ميزبان ديگر يعني گلابي و به به مراتب کم‌تر است. اولين گزارش در مورد مشاهده بيماري آتشک به سال ۱۷۹۳ ميلادي بازمي‌گردد.
محتويات
۱ تاريخچه
۲ سير آفت
۳ عامل بيماري، نحوه انتشار و چرخه زيستي باکتري
۴ راه‌هاي پيشگيري و کنترل بيماري
۵ نگارخانه
۶ منابع
تاريخچه
اين بيماري براي اولين بار در دره رودخانه هودسن در ايالات متحده آمريکا روي درختان سيب، گلابي و به مشاهده شد. احتمالاً سيب‌هاي وحشي بومي اين قاره ميزبان‌هاي اوليه اين بيماري بوده‌اند. بيماري همراه با توسعه باغ‌هاي سيب و گلابي، به تدريج در تمامي آمريکا و بخشي از کانادا پراکنده شده و سپس همراه با ميوه‌هاي آلوده صادراتي از آمريکا به انگلستان منتقل شد. انتقال بيماري به اين کشور موجب انتشار آن در سرتاسر اروپا، ترکيه، مصر، لبنان و سپس ايران شد. اين بيماري براي اولين بار در سال ۱۳۶۸ در ناحيه برغان کرج در استان تهران مشاهده شد. بيماري آتشک طي سال‌هاي اوليه خسارت گسترده‌اي را در استان‌هاي تهران، قزوين، آذربايجان غربي و شرقي سبب گرديد. به همين دليل بخش قابل توجهي از باغ‌هاي گلابي احداث شده با استفاده از ارقام حساس يا نيمه حساس به بيماري نظير ارقام شاه‌ميوه، دوشس و پيغمبري (سردرودي) طي اين سال‌ها ريشه کن شده و توسعه باغ‌هاي گلابي براي سال‌هاي متوالي در اين مناطق تقريباً بطور کامل متوقف شد. برعکس باغ‌هاي گلابي احداث شده با استفاده از ارقام مقاومتر نظير ارقام درگزي، اسپادونا و بيروتي، سال‌هاي طغيان بيماري را با سهولت بيشتري پشت سر گذاشته و مجدداً توانستند توليد اقتصادي خود را از سرگيرند.
سير آفت
لازم است ذکر شود مشاهدات انجام گرفته در مناطق مختلف کشور نظير استان‌هاي تهران، قزوين، آذربايجان غربي و خراسان رضوي بيانگر اينست که در صورت ورود بيماري آتشک براي نخستين بار در يک منطقه، ميزان خسارت بيماري طي سال‌هاي ابتدايي بسيار شديد خواهد بود. ليکن به تدريج پس از ريشه کن شدن ميزبان‌هاي بسيار حساس، بيماري به تدريج به تعادل رسيده و فقط در برخي سال‌ها که شرايط آب و هوايي براي توسعه بيماري مناسب است، روي انواع حساس خسارت بيماري قابل توجه خواهد بود. در چنين مرحله‌اي مديريت مطلوب و به موقع بيماري، علي‌الخصوص استفاده از ارقام متحمل به بيماري براي احداث باغ>هاي جديد سبب مهار آن شده و کنترل بيماري بار مالي زيادي به دوش توليدکننده نخواهد گذاشت.
آتشک در اثر عفونت با يک بيمارگر (پاتوژن) رخ مي‌دهد و مرگ سريع برگ، جوانه، شاخه و اندام گياهي از آثار آن است. پيش از مرگ اين اندام‌ها معمولاً نخست زردي (کلروز) و قهوه‌اي شدن در گياه ديده مي‌شود.[۱]
عامل بيماري، نحوه انتشار و چرخه زيستي باکتري
باکتري Erwinia amylovora، عامل بيماري آتشک مي‌باشد و اين باکتري روي ميزبان‌هاي مختلف خانواده گلسرخيان (Rosaceae)، به ويژه گلابي، سيب، به، ازگيل، زالزالک، گلسرخ و … ايجاد بيماري مي‌کند. باکتري غالباً در تراوشات چسبناک سرشاخه‌ها، بافت‌هاي اطراف شانکرتنه‌هاي آلوده و روي سرشاخه‌ها زمستان گذراني مي‌کند. چرخه زندگي باکتري شامل دو فاز بهاره و زمستانه مي‌باشد.
فاز بهاره همزمان با آلودگي اوليه در زمان شکوفه دهي و بلايت شکوفه‌ها مي‌باشد.
فاز زمستانه از اواخر فصل تابستان تا اوايل پاييز همزمان با آلودگي‌هاي ثانويه و پيدايش شانکرها شروع مي‌شود.
درآلودگي بهاره، شانکرها و پوست مردگي‌هاي کوچک و بزرگ تنه و شاخه‌هاي درخت آلوده مهمترين منبع آلودگي محسوب مي‌شود. در بهاربا عمل جذب آب و مساعدشدن شرايط، باکتري عامل بيماري به سرعت تکثير پيداکرده و همراه با تراوشات چسبناک از منافذ گياه به بيرون نشت مي‌کند. حشرات، پرندگان، باد، باران و انسان در انتقال باکتري از درخت آلوده به درختان سالم نقش دارند. در ميانحشرات زنبورها نقش مؤثري درانتقال عامل بيماري به شکوفه‌هاي سالم دارند. هرشکوفه آلوده خود به عنوان يک منبع آلوده کننده ثانويه عمل مي‌کند.
باکتري مي‌تواند ازطريق منافذ طبيعي گياه، زخم‌هاي ناشي از شکستگي، هرس، ريزش برگ‌ها و… به داخل گياه نفوذ پيدا کرده و به سرعت گياه را مبتلا نمايد.
توسعه بيماري به شرايط اقليمي وابسته است. درسالهايي که رطوبت به علت بارندگي فراوان و وجود شبنم بالا بوده و دماي هوا تقريباً معتدل باشد، باکتري‌ها به سرعت در شهد گل تکثير پيدا مي‌کنند. درصورتيکه آلودگي شکوفه‌ها کنترل نشود، آلودگي به سرشاخه‌ها انتقال يافته و به سرعت کل گياه آلوده خواهد شد. در اين شرايط خسارت وارده به درختان بسيار بالا و غيرقابل جبران خواهد بود.
بنابراين در روزهاي نسبتاً گرم و باراني بهار که همزمان با مرحله بازشدن گل‌ها است، خطر زيادي وجود دارد که گل‌ها مورد حمله باکتري قرار گيرند. در اين زمان فعاليت حشرات نيز بيشتر شده و درصورت وقوع طوفان يا تگرگ احتمال بوجودآمدن زخم‌هاي فيزيکي نيز افزايش مي‌يابد.
راه‌هاي پيشگيري و کنترل بيماري
انواع مقاوم به بيماري به تدريج جايگزين انواع حساس شوند.
از کاشت درختان بسيار حساس به اين باکتري مانند به و زالزالک به‌عنوان بادشکن در اطراف باغ‌ها خودداري شده و به‌جاي آن‌ها از درختان غير مثمر استفاده شود.
از کاشت توأم چندين گياه ميزبان باکتري مانند سيب، به و گلابي در يک باغ خودداري شود.
مصرف کودهاي ازته به حداقل برسد.
حساسيت به بيماري آتشک در خاک‌هاي اسيدي بيشتر است. توصيه مي‌شودpH خاک‌ها در باغ‌هاي جديد قبل از کاشت نهال‌ها با افزودن آهک کنترل و تنظيم شود.
عمليات هرس مي‌بايست تا حد امکان در فصل زمستان انجام گيرد.
ازانجام عمليات هرس در روزهاي باراني و مرطوب جداً خودداري شود.
هرس‌هاي صحيح بسته به ميزان و شرايط آلودگي بين ۱۵ تا ۳۰ سانتي‌مترپايين تر ازمحل مشاهده علائم ظاهري بيماري الزامي است.
با بازديد نهال‌ها، سرشاخه‌هاي درختان و گياهان زينتي ميزبان مانند رز، سعي شود بيماري در آلودگي‌هاي اوليه کشف و ريشه کن شود.
به محض مشاهده علائم اوليه بيماري، شاخه‌هاي آلوده درختان بيمار به سرعت هرس و سم‌پاشي شوند.
شاخه‌هاي هرس شده منبع مهم آلودگي هستند، لازم است اين شاخه‌ها فوراً و بااحتياط در خارج از باغ سوزانده شود.
با هرعمل هرس روي شاخه‌هاي آلوده درختان بيمار، ابزارهاي هرس کاملاً با بردوفيکس رقيق نشده يا ترکيب بردو ضدعفوني شود.
درصورت شدت آلودگي و رسيدن شانکر يا پوست مردگي به تنه اصلي، درخت بايد به‌طور کامل حذف و سوزانده شود.
شکوفه‌هاي ثانويه درختان حذف گردند.
جهت جلوگيري از زمستان گذراني باکتري در محل پوست مردگي‌ها يا شانکرها، اين محل‌ها بايد دقيقاً روي درختان آلوده شناسايي، حذف و بعد از رسيدن به بافت سالم، گياه با بردوفيکس رقيق نشده پانسمان گردد.
سم پاشي درختان با بردوفيکس ۵ درهزار بلافاصله بعد از هرس يا پس از وقوع باران شديد، تگرگ، طوفان و هرعامل تنش زاي ديگر.
سم پاشي با بردوفيکس ۱۰هزار پس از ريزش ۷۰ درصد برگها در پاييز
سم پاشي با بردوفيکس ۱۰ در هزار قبل از تورم جوانه‌ها
سم پاشي با بردوفيکس ۵ در هزارهنگام بازشدن ۵ درصد، ۵۰ درصد، و ۱۰۰درصد شکوفه‌ها
درصورت وجودآلودگي، سم پاشي با بردوفيکس ۵ در هزاربعد از گلدهي درسه نوبت بافواصل ۱۰ روزه تکرارشود.
--------------------------------------------------------------------------------------
آتشک يکي از بيماري هاي مهم و خطرناک درختان ميوه دانه دار در جهان و نيز ايران است.اين بيماري حتي اگر در برخي مناطق، انتشار کمي هم داشته باشد، خسارات سنگيني را به درختان تحميل مي کند. بنابراين لازم است برنامه کنترلي دقيقي براي مهار بيماري در مناطق انتشار آن به اجرا درآيد.
اين بيماري اولين بار از نيويورک گزارش شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمريکاي شمالي بود. با ورود مهاجران به آمريکاي شمال غربي، اين بيماري نيز در اين مناطق گسترش پيدا کرد به طوري که تا اوايل سال هاي دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقي که سيب و گلابي در آن کشت مي شد، سرايت پيدا کرد.
در خارج از ايالات متحده، بيماري اولين بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نيوزلند گزارش شد و بعد از آن در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شيوع پيدا کرد.
پس از آن، بيماري در تمام اروپا و مديترانه گسترش يافت و خسارات زيادي به درختان ميوه وارد کرد. امروزه در کشورهايي که بيماري در آنها گزارش نشده، مقررات سخت قرنطينه اي برقرار است.
در ايران، بعد از سال ها قرنطينه اولين بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج گزارش شد و در حال حاضر از بيماري هاي مهم قرنطينه داخلي است در حاليکه به سرعت مرزهاي قرنطينه را در هم شکسته و در حال پيشروي است. اين بيماري اکنون در استآنهاي تهران، آذربايجان، قزوين، زنجان و... خساراتي در پي دارد.
خسارت اين بيماري اصولا متوجه خانواده گياهان Rosaceae (درختان به، سيب، گلابي، گل سرخ و ساير گياهان زيتني اين تيره و به تازگي گياه خاکشير) بوده و عامل بيماري باکتري Erwinia amylovora از خانواده Entrobacteriaceae است. جنس هاي مهمي از باکتري ها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتري هاي بيماري زاي انساني و جانوري است در اين خانواده جاي مي گيرند.
▪ علائم بيماري
درختان مبتلا به آتشک مجموعه اي از علائم را نشان مي دهند. به طور کلي سه نوع علائم قابل تشخيص است و زمان آلوده شدن درخت و اندامي که آلوده شده تعيين کننده نوع نشانه بيماري است. اولين نشانه اي که آشکار مي شود، سوختگي شکوفه هاست که بلافاصله پس از باز شدن گل ها صورت مي گيرد.
در مراحل اوليه آلودگي، گل ها ظاهري آبسوخته پيدا کرده و به سرعت سياه مي شوند. عموما کل شکوفه هاي يک خوشه دچار سوختگي شده و مي ميرند.
سوختگي شاخه ها بارزترين نشانه اين بيماري است که يک تا چند هفته بعد از ريختن گلبرگ ها قابل مشاهده است. در اين مرحله برگ ها و شاخه هاي آب دار نيز به قهوه اي تا سياه تغيير رنگ داده و سر شاخه ها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصايي به خود مي گيرند.
در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روي همين شاخه ها مي توان تراوشات باکتريايي (Ooz) را ديد که به صورت قطرات ريز چسبناکي ترشح مي شوند. در شرايط مساعد، آلودگي به شکل شانکر به سمت پايين (تنه درخت) توسعه يافته و در کل، درخت ظاهري سوخته در آتش پيدا مي کند.
نشانه ها روي ميوه هم قابل مشاهده است به طوري که ميوه هاي درختان بيمار- اگر در مراحل اوليه آلوده شوند- کوچک، تيره رنگ و چروکيده مي مانند و - اگر ديرتر آلوده شوند- زخم هاي قرمز قهوه اي تا سياه رنگ را روي سطح آن مي توان ديد.
روي اين ميوه ها هم مي توان تراوشات باکتري را ديد؛ به خصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد. اگر پايه درخت به بيماري حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد. نشانه هاي بيماري را حتي در زمستان به صورت برگ هاي خشکيده روي درخت مي توان ديد.
▪ چرخه بيماري
ر فصل زمستان باکتري عامل بيماري را در شانکرهاي ايجاد شده در شاخه ها مي گذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتي به سطح درخت مي رساند. حشراتي مانند زنبور عسل که جذب اين تراوشات مي شوند و نيز قطرات باران عامل مهمي در انتقال باکتري ها به گياه و ايجاد بيماري جديد هستند.
اين انتقال از راه گل ها و نيز زخم هاي ناشي از نيش حشرات يا تگرگ و... صورت مي گيرد و براي همين است که اولين نشانه هاي بيماري در شکوفه ها خود را نمايان مي کند.
سپس باکتري پس از استقرار و تکثير، راه خود را داخل درخت يافته و به طور سيستميک در درخت منتشر مي شود. در حرکت به سمت سرشاخه ها، آنها را خشکانده و در حرکت به سمت تنه با ايجاد شانکر در آخر فصل خود را براي زمستان گذراني آماده مي کند.
گاهي اين شانکرها به حدي توسعه مي يابند که درخت مجالي براي ادامه زندگي نمي يابد و از پاي در مي آيد؛ اين زماني است که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.
▪ راه هاي مبارزه
بهترين راه براي کنترل آتشک، راهکارهاي تلفيقي است که شامل عمليات باغباني (که باعث کاهش حساسيت درختان و جلوگيري از انتشار بيماري در باغ شود)، تلاش براي کاهش ميزان اينوکولوم اوليه در باغ و سمپاشي در زمان مناسب با باکتري کش ها براي پيشگيري از بيماري در زماني که شرايط براي ايجاد بيماري مهياست.
موثرترين کار در اين مورد براي کاهش گسترش بيماري، اجتناب از کاشت پايه ها و ارقام حساس است. رقم هاي خيلي حساس سيب شامل موتسو، جوناتان و رم بيوتي، فيجي، با حساسيت زياد خود به بيماري، ترکيب خطرناکي را در باغ در زماني که بيم اپيدمي بيماري مي رود، مي سازد چراکه اينچنين درختاني در اثر بيماري خواهند مرد. بيشتر ارقام مردم پسند گلابي نيز حساسيت بالايي به آتشک دارند.
سوختگي شاخه ها يکي از نشانه هاي معمول روي شاخه هاي جوان و آبدار است. بنابراين شيوه هاي هرس و استفاده کمتر از کودهاي نيتروژني که به کاهش رشد شاخه ها مي انجامد، براي جلوگيري از اين مرحله بيماري اهميت دارد. پيشرفت بيماري در داخل پيکره درخت با هرس شاخه هاي آلوده در اوايل تابستان؛ يعني درست زماني که تازه آلوده شده اند به حداقل مي رسد.
اين کار به خصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم است زيرا در اين حالت فاصله شاخه هاي آلوده با تنه بسيار کم است. قطع شاخه ها بايد از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتي متري زير حاشيه محل آلودگي باشد. ضدعفوني وسايل هرس با الکل يا هيپوکلريد سديم (وايتکس) بعد و قبل از بريدن هر شاخه نبايد فراموش شود.
کنترل موثر حشرات با قطعات دهاني زننده- مکنده مثل شته ها، زنجره ها و پسيل گلابي به کاهش روند توسعه بيماري در مرحله سوختگي شاخه ها کمک مي کند.
▪ کاهش اينوکولوم
منبع اينوکولوم اوليه بايد با هرس و جدا کردن شاخه هاي آلوده و نيز قسمتي از تنه که نشانه هاي شانکر را بروز مي دهد در طول فصل زمستان کاهش يابد.
سمپاشي با باکتري کش هاي سمي در زمان باز شدن غنچه هاي گل يا کمي بعد از آن به کاهش باکتري هاي توليد شده در شانکرهاي زمستانه کمک مي کند.
در باغي که سابقه بيماري آتشک را دارد شاخه هايي که رنگ آنها زرد نارنجي است بايد يک تا دو هفته بعد از ريزش گلبرگ ها از درخت جدا شوند. اين کار به خصوص زماني مفيد است که بيماري در مرحله سوختگي شکوفه ها کنترل شده و بنابراين شانکرها منبع اصلي آلودگي براي گسترش بيماري در تابستان محسوب مي شوند.
جدا کردن شاخه هاي گوشتي و آبدار به محض ظهور اولين نشانه ها در آنها به محدود شدن انتشار و گسترش بيماري کمک خواهد کرد. اما اين اقدام زماني موثر است که با دقت در چند هفته اول بعد از گلدهي دنبال شود.
● درمان به وسيله آنتي بيوتيک (Bacteriocide Spray):
بيشتر اپيدمي هاي خطرناک و جدي آتشک زماني اتفاق مي افتد که گل ها آلوده شوند. آنتي بيوتيک هاي مشخصي وجود دارند که مي توانند در محافظت از گل ها در برابر آلودگي نقش داشته باشند. اين مواد بايد درست زماني که گل ها ظاهر مي شوند به کار روند.
سيستم هاي مختلفي براي تعيين زمان مناسب استفاده از آنتي بيوتيک ها طراحي شده است. بيشتر اين سيستم ها براساس دما (معمولا بيش از ۳ ۱۸ درجه سانتيگراد که در اين حالت تجمع باکتري هنوز به حد آستانه عفونت نرسيده است) کار مي کنند.
بعد از اين مرحله بارش باران لازم است تا باکتري را به محل هايي که بتواند از آنجا وارد گياه شود، برساند. بنابراين آنتي بيوتيک بايد قبل يا بعد از بارش صورت گيرد تا در زمان بارندگي جمعيت باکتري زير آستانه آلودگي باشد. آنتي بيوتيک ها در مرحله سوختگي شاخه ها در طول تابستان تاثيري ندارند و به کارگيري آنها براي محافظت توصيه نشده است.
آنتي بيوتيک هايي که براي درمان اين بيماري مورد استفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin مي شود. مورد اخير به خصوص روي گلابي مصرف دارد. در مناطقي که مصرف استرپتومايسين مجاز نيست، مي توان از Tetracyclin و Flumequin استفاده کرد.
البته گفتني است مصرف آنتي بيوتيک در گياه پزشکي و درمان بيماري هاي گياهي، محدوديت هايي دارد. يکي از اين محدوديت ها، مقاوم شدن باکتري ها به آنتي بيوتيک هاست که اين مقاومت شامل باکتري هاي بيماري زاي انسان نيز مي شود که اين امر خود منجر به اختلال در کنترل بيماري هاي انسان و حيوانات به دليل حضور مداوم آنتي بيوتيک در طبيعت مي شود. براي همين مصرف اين مواد در گياه پزشکي بايد درنهايت دقت و با لحاظ کردن احتياط فراوان همراه باشد.
نهايت اينکه بيماري آتشک اکنون در ايران، به يکي از مهم ترين بيماري هاي گياهي کشور تبديل شده و ريشه کني و جلوگيري از گ سترش اين بيماري خطرناک بايد مورد توجه مراکز تحقيقاتي و دانشگاه هاي کشور قرار گيرد.
انجام تحقيقات در زمينه بيماري زايي پاتوژن عامل بيماري، اپيدميولوژي، شيوه هاي پيشگيري و درمان بيماري نيازمند صرف وقت و هزينه از سوي مراکز تحقيقات کشور است و اميد که روندي که براي مطالعه جنبه هاي مختلف بيماري در کشور وجود دارد، ادامه يافته و بلکه با سرعت بيشتري پيگيري شده و با کمک صاحب نظران و متخصصان بيماري شناسي گياهي اين بيماري در کشور ريشه کن شده و درختان از آتش بيماري نجات يابند.
● آنتراکنوز گردو Walnut anthracnose
بيماري ناشي از قارچ Gnomonia leptostyla (آنامورف: arssonina juglandis) است، که دراکثر مناطق گردوکاري ديده مي شود؛ نشانه هاي آن تشکيل لکه هاي فرو رفته گرد يا بيضي شکل روي شاخه، ميوه و برگ است. آسروول هاي قارچ به صورت حلقه هاي متحدالمرکز روي لکه هاي برگي به وجود مي آيند.
کنترل:
۱) زينب wp۸۰% و ۲-۱ درهزار
۲) اکسي کلرورمس wp۳۵% و ۵-۳ درهزار
۳) ترکيب برور ______ ۱-۰.۵ درهزار
▪ توصيه ها:
سمپاشي زمستانه ۳_۲ نوبت که پس از ريزش برگها انجام مي شود. سمپاشي بهاره ۲ نوبت پس از ريزش گلبرگها .همچنين جمع آوري و سوزاندن برگهاي آلوده ريخته شده و رعايت بهداشت باغ در کنترل بيماري موثر است.
● بيماري لکه سياه گردو walnut black spot
بيماري ناشي از باکتري Xanthomonas campestris pv.Juglandis است که موجب سياه شدن گل آذين نر و لکه هاي قهوه اي تا سياه روي ميوه و برگ مي شود
● پژمردگي شاخه ي گردو walnut branch wilt
بيماري ناشي از Nattrassia mangiferae که درناحيه مورد حمله پوست شاخه ورقه ورقه شده و درزير ورقه ها پودر سياه رنگي شامل آرتروکنيديم هاي قارچ تشکيل مي شود. بيماري منجر به پژمردگي شاخه و خشک شدن برگهاست که همچنان به شاخه متصل باقي مي مانند.
کنترل:
تقويت و آبياري منظم گياه بسيار موثر است
شانکر عمقي پوست گردو walnut deep bark canker(syn: walnut phlom canker)
بيماري ناشي از باکتري Erwinia rubrifaciens که نشانه هاي آن تشکيل رگه هاي قهوه اي درناحيه ي آوندهاي آبکشي و لايه ي زاينده و خارج شدن صمغ سياه رنگ از تنه ي گردوست
● پوسيدگي فيتوفترايي طوقه و ريشه گردو walnut Phytophthora crown and root rot
بيماري ناشي از گونه هاي Phytophthora به ويژه Phytophthora cactorum است که موجب پوسيدگي طوقه وتوليد تراوه(صمغ) سياه رنگ مي شود.
کنترل:
۱) ترکيب بردو ----- ۰.۸ درصد
۲) اکسي کلرورمس wp۳۵% و ۵ در هزار
توصيه: رعايت نکات زير در کنترل و عدم توسعه بيماري موثر است.
۱) اجتناب از آبياري غرقابي و عدم تماس طوقه با آب آبياري
۲ )بررسي براي حصول به پايه هاي مقاوم.
۳-)حذف قسمتهاي آلوده دور يقه و طوقه درخت تا بافت سالم و سپس پانسمان با سموم توصيه شده.
● شانکر سطحي پوست گردو walnut shallow bark canker
بيماري ناشي از Erwinia nigrifluens که نشانه هاي آن تشکيل آسيبهاي نامنظم به رنگ قهوه اي تيره روي تنه و شاخه هاي اصلي است.
● ارزيابي مقاومت ارقام گيلاس نسبت به باکتري Pseudomonas syringae عامل بيماري شانکر درختان ميوه هسته دار
بيماري شانکر باکتريايي درختان ميوه هسته دار در تمامي مناطق اصلي پرورش درختان ميوه در دنيا شيوع داشته و يکي از مهمترين بيماريهاي اين درختان از جمله گيلاس مي باشد. چون ارقام مختلف گيلاس نسبت به بيماري شانکر باکتريايي حساسيت متفاوتي دارند، استفاده از ارقام مقاوم به اين بيماري راهکار مناسبي براي کنترل آن است. بيماريزايي Pseudomonas syringae pv. syringae (Pss) از کلکسيون آزمايشگاه باکتري شناسي بخش بيمارهاي گياهي موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي جدا شده از درختان گيلاس استان تهران دوباره اثبات گرديد. در اين بررسي تعداد ۲۱ رقم گيلاس پيوند شده روي پايه آلبالو تلخ (Pronus mahaleb.) شامل هيبريد شماره ۱ کرج، شعاع السلطنه، سياه مشهد، سياه دانشکده، همدان، بلامارکاد پيش رس ايتاليا، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، لامبرت، بلادي باربون، قرمز رضاييه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، قرمز باغ نو، ابرده، ميکرز، ديررس ايتاليا، رودچون و قزوين استفاده شد. براي بررسي مقاومت اين ارقام سوسپانسيون باکتري مورد نظر به آنها تزريق و پس از نگهداري در شرايط گلخانه و هواي آزاد نتايج مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج حاصله نشان داد که ارقام گيلاس از نظر حساسيت به شانکر باکتريايي اختلاف معني دار داشته و ارقام شعاع السلطنه، سياه مشهد، بلامارکاد پيش رس، شبستر، حاج يوسفي، ناپلئون، ديررس ايتاليا، رودچون و قزوين مقاومت بالاتري نشان دادند. ارقام هيبريد شماره يک کرج، سياه دانشکده، همدان، لامبرت، قرمز رضاييه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، ابرده و ميکرز به عنوان نيمه حساس و ارقام بلادي باربون و قرمز باغ نو به عنوان حساس ارزيابي شدند. هيچکدام از ارقام گيلاس مقاومت کامل نشان ندادند.
● عارضه خشکيدگي خوشه خرما(پژمردگي ميوه)
چروکيدگي ميوه عارضه اي است که درسالهاي اخير درپاره اي از مناطق خرما خيز کشور مانند جيرفت، کهنوج و بوشهر مشاهده گرديده است. اولين بار درسال ۱۳۶۸ ازمنطقه رودبار کهنوج گزارش شده است. ازعوارض ناشناخته کشور است که سالانه درسطح وسيع خسارت وارد مي کند. سرعت انتشار عارضه بسيار بالا است، بطوري که دربوشهر درسال۱۳۷۸ ظرف مدت يک هفته سراسر نخيلات استان را فرا گرفت و ميزان خسارت را به ۴۰درصد رساند. وقوع عارضه با چروکيده شدن ناگهاني حبه هاي خرما در مرحله تبديل خارک به رطب است. ساير علائم بصورت ايجاد لکه هاي قهوه اي رنگ درمحل اتصال خوشچه ها به محور خوشه اصلي که منجر به پيدايش يک نوار قهوه اي رنگ و سرتاسري دريک طرف محور خوشه اصلي مي گردد. درمحل اتصال خوشچه ها به محور خوشه اصلي ترکهايي ظاهر مي شود. همچنين ميوه هاي نارس بسرعت پژمرده شده و پلاسيده مي شوند.
دربررسيهاي انجام شده هيچکدام از عوامل پاتوژنيک ازميوه هاي آلوده جداسازي نگرديده است. بنظر مي رسد عارضه با عواملي چون درجه حرارت و آبياري و تغذيه در ارتباط است.
● سفيدک پودري هلو و شليل Peach powdery mildew
بيماري سفيدک سطحي يا سفيدک نمدي هلو اولين بار در ايران دراطراف تهران درسال ۱۳۲۶ توسط اسفندياري گزارش شده است. معمولا درهرجا که هلو کشت مي شود بيماري نيز ديده مي شود. علاوه بر هلو به شليل نيز حمله مي کند. عامل بيماري قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاري آن به پانوزا بواسطه توليد حالت نمدي است. قارچ انگل اجباري است و نمي توان آن را روي محيط کشت پرورش داد. اين قارچ زمستان را به دو صورت ريسه درجوانه و بصورت کليستوتيسيم مي گذراند.
نشانه هاي بيماري روي برگ در ابتدا بصورت ايجاد لکه هاي سبز کمرنگ و يا مايل به قهوه اي ودرنهايت تشکيل بافت نمدي است. برگهاي پير بندرت مورد حمله قارچ قرار مي گيرند و مقاومند. خسارت بيماري در حالتي که به ميوه حمله مي کند فوق الاده زياد است زيرا ارزش و بازار پسندي ميوه بطور محسوس تقليل مي يابد. روي ميوه لکه ها گرد هستند. اگر ميوه سبز باشد لکه سفيدرنگ و اگر ميوه متمايل به قرمز رنگ باشد لکه زرد چرکين به نظر مي رسد. قسمتهاي لکه دار ميوه سفت و سخت شده و از رشد طبيعي باز مي ماند. سرشاخه هاي مبتلا به قارچ باريک و ضعيف مانده وجوانه هاي آنها کوچک مي شود.
▪ کنترل بيماري:
کنترل مکانيکي: آبپاشي، باران، آب سردوگرم ، ازبين بردن غشاي نمدي ازجمله اقداماتي است که درکاهش بيماري موثر است.
کنترل بيولوژيکي: قارچ عامل بيماري در مناطق مرطوب بوسيله تعدادي قارچهاي هيپرپارازيت که مهمترين آنها Cicinobolus cesatii مي باشد پارازيته شده اند و ازبين مي روند ويا لااقل کاهش مي يابد.
کنترل زراعي: حفظ حاصلخيزي خاک، هرس و واريته هاي مقاوم(ارقام هلو مخملي، کاردي و حاج کاظمي نسبت به بيماري حساس و ارقام پائيزه مقاومند.)
کنترل شيميايي:
۱) دينوکاپ(کاراتان) LC EC ۳۵% و ۱ درهزار
۲) دينوکاپ(کاراتان) FN-۵۷ WP۱۸.۲۵% و ۱ درهزار
۳) سولفور(الوزان- کوزان) WP۸۰-۹۰% و ۴-۳ درهزار
۴) بنوميل(بنليت) WP ۵۰% و ۰.۵ درهزار
▪ توصيه ها: بهترين زمان سمپاشي بعد از ريختن گلبرگها و تشکيل ميوه است. درصورت لزوم ۷-۳ نوبت سمپاشي انجام مي گيرد. نوبت اول سمپاشي مهم است و سمپاشي هاي بعدي به فاصله ۱۰ روز انجام مي پذيرد.
● لکه آجري برگ بادام و لکه قرمز برگ آلو
هردودرايران وجود دارد،ولي لکه آجري مهمتر است. اولين بار اسفندياري در سال ۱۳۴۸ بيماري را روي بادام در اروميه و لرستان مشاهده کرد. سپس Steyaert بلژيکي متخصص بيماريهاي گياهي که مامور کمک و همکاري با ايران بود اين بيماري را مشاهده کرد. در منطقه خفر فارس بيماري لکه آجري به شدت ديده ميشود. عامل لکه آجري Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لکه قرمزآلو Polystigma rubrum است. روي برگ بادام لکه ها کشيده و بزرگند ولي روي برگ آلو لکه ها تقريبا گردند. لکه آجري بادام به برگ حمله مي کند، ولي لکه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نيز حمله مي کند. در هردو لکه ها چرمي وضخيم هستند. بيماري منوسيکل است. روي برگهاي زمين ريخته پري تيسها تشکيل مي شود.آلودگي توسط آسکوسپور ايجاد مي شود، نقش پيکنيدها دربيماري مشخص نيست وآلودگي نمي دهد. براي تشکيل آسکوکارپ ۲-۱ ماه سرماي نزديک صفردرجه لازم است. قارچ در محيط کشت قابل کشت نمي باشد. اين بيماري از نظر بيولوژي تقريباً مشابه لکه سياه سيب است، يعني داراي دو فاز ساپروفيتي و پارازيتي است. حذف مرحله &#۱۰۲۷۲;?? ساپروفيتي مي تواند تا حدي بيماري را کنترل کند.
کنترل شيميايي
۱) مانکوزب (ديتان ام-۴۵) WP ۸۰% و ۲ در هزار
۲) اکسي کلرورمس(کوپراويت) WP ۳۵% و ۳ در هزار
۳) ترکيب بردو ---------- ۱ درصد
۴) سم جديد Triforin (ساپرول) به مقدار : ۳ در هزار
▪ توصيه ها: نوبت اول سمپاشي بعد از ريزش گلبرگها وسپس به فواصل۱۲روز. جمع آوري ودفن برگها
● لکه غربالي درختان هسته دار Stone fruit shothle spot
بيماري بصورت جهاني گسترش دارد و روي زردآلو، هلو، بادام داراي اهميت خاصي است . پاتوژن به اغلب قسمتهاي گياه حمله مي کند. لکه هاي روي برگ ريزش کرده و سوراخهايي روي آن ايجاد مي کند. روي ميوه زردآلو حالت زگيل ايجاد مي نمايد. در بادام ريزش برگ شديد مي دهد. عامل بيماري قارچ Wilsonomyces carpophilus است. قارچ اسپورودوکيم توليد مي کند؛ کنيديم روي جوانه ها زمستانگذراني مي کند کنيديها با باران پخش مي شوند.
کنترل شيميايي:
۱) کاپتان WP۵۰% و ۳ در هزار
۲) ترکيب بردو --------- ۲%
۳) اکسي کلرورمس WP۳۵% و ۵-۳ هزار
▪ توصيه ها: ۳نوبت سمپاشي . سمپاشي پاييزه بعد از ريزش گلبرگها ،سمپاشي زمستانه بعد متورم شدن جوانه ها ،تکرار سمپاشي بعد از ريزش گلها و تکرار آن بفواصل ۱۴روز
● ويروس برگ باد بزني مو Grapevine fan leaf virus
عامل برگ باد بزني مو ويروسي از جنس نپوويروس است که انتشار جهاني دارد و يکي از عوامل عمده زوال ارقام مو مي باشد. گونه هاي Vitis vinifera و هيبريدهاي آن به ويروس حساس است. سويه هاي عمده ويروس عبارتند از fanleaf و yellow mosaic و vein banding .
● سفيدک پودري انگور (سياه بور) Grapevine powdery mildew
بيماري در مناطق مختلف ايران نامهاي متفاوتي چون کفک (در رشت)، سياه بور (اصفهان)، سفيدک (شيراز)، شته (کاشان) دارد. طبق بعضي ازشواهد و مدارک، اصلِ بيماري ازسرزمين ژاپن است. اولين بار قارچ عامل در سال ۱۸۳۴از امريکاي شمالي گزارش شده است ولي بيماري درامريکا از اهميت چنداني برخوردار نبود. بيماري براي اولين بار درسال ۱۸۴۵ درناحيه بريتانياي کبير در گلخانه هاي Margate توسط باغبان انگليسي به نام Tucker مشاهده شده است. شديدترين اپيدميهاي آن مربوط به کشورهاي اروپايي به خصوص کشور فرانسه، اسپانيا وايتاليا است که دربعضي ازسالها محصول تاکستانها را به کمتر از يک چهارم کاهش داده است. بيماري در ايران براي اولين بار درسالهاي ۵۱- ۱۲۵۰ در رضائيه مشاهده شده است. اکنون بيماري در تمام نقاط انگورخيز کشور ديده مي شود.
عامل بيماري قارچ Uncinula necator است که ميسليوم قارچ کاملاً سطحي است و مواد غذايي خود را بوسيله هاستوريم(مکه) تأمين مي نمايد؛ همچنين اين مکه ها براي تثبيت قارچ درسطح نبات بکار مي رود. زمستانگذراني قارچ به صورت ميسيليوم درداخل جوانه هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذراني بصورت پريتسيوم نيز مي باشد.
شدت بيماري موقعي که جوانه ها متراکمند يا رطوبت بالاست و جاهاي که سايه دار است بيشتر است. در اثر حمله قارچ کيفيت و کميت ميوه کاهش يافته، همچنين باعث حساسيت درخت به سرما مي شود. قارچ به ميوه، برگ، خوشه، جوانه، پيچکها، دم ميوه و شاخه هاي جوان حمله مي کند. در اثر حمله پوششهاي سفيد و خاکستري روي اندامهاي گياه ديده مي شود. در روي برگ لکه هايي محدود را ايجاد مي کند که در آخر فصل اين لکه ها نکروزه مي گردند. حمله قارچ به غوره ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلي و خارجي باعث ترکيدن ميوه مي گردد وپيش از آنکه غوره ها به نصف اندازه حقيقي برسند مي ريزند. ميوه هاي رسيده مورد حمله قارچ قرار نمي گيرند. خوشه هاي سفيدک زده کمي سياه و سبک هستند. اگر بيماري هنگام گل و قبل از آن شديد شود گلها مي ريزند و دانه تشکيل نمي شود. حبه ها کوچک مانده و رشد نمي کنند و آبدار نمي شوند غالباً حبه ها ترک خورده و مي پوسند. سفيدک مو درشرايط خشک بدون ترک خوردن باعث زودرسي انگور مي شود. درهواي مرطوب شکافها روي انگور يا غوره زود پيدا مي شود.
کنترل:
۱) گوگرد ميکرونيزه ---------- kg۹۰- ۶۰ در هکتار
مبارزه با گوگرد در ۳ نوبت انجام مي شود. نوبت اول در ۷- ۶ برگي جوانه ها به ميزان ۱۵-۱۰ کيلوگرم. نوبت دوم بعد از ريختن گلبرگها و بسته شدن دانه به ميزان ۳۰-۲۰ کيلوگرم و نوبت سوم ۲۰-۱۵ روز بعد به ميزان ۴۰-۳۰ کيلو، در صورت انبوهي تاکستان تا ۶۰ کيلوگرم قابل افزايش است.
۲) سولفور(الوزان- کوزان) wp۸۰-۹۰ % و ۴-۳ درهزار
۳) دينوکاپ(کاراتان) FN-۵۷ wp ۱۸.۲۵ % و ۱ درهزار
۴) پنکونازول(توپاز) EW ۲۰ % و ۰.۱۲۵ درهزار
۵) هگزاکونازول(انويل) SC ۵ % و۰.۲۵ درهزار
۶) نوآريمول(تريميدال) EC ۹ % ۲ ۰ درهزار
▪ توصيه ها: دينوکاپ در نوبت اول که هوا خنکتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهاي بعدي که هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بين بردن علفهاي هرز ، جهت کاهش رطوبت و تهويه باغ در کاهش بيماري موثر است.
● پوسيدگيهاي انگور Grapevine rots
پوسيدگيهاي انگور براثر عوامل ساپروفيتي يا پارازيتهاي ضعيف صورت مي گيرد که در مراحل مختلف رشد به ميوه حمله مي کنند وباعث فساد آن مي شوند. عواملي چون Greenaria uvicola باعث پوسيدگي تلخ انگور(grape bitter rot) مي شود، Glomerella cingulata باعث پوسيدگي انگور رسيده (rip rot) مي شود که معمولاً موقع برداشت محصول ديده مي شود. اين پوسيدگي به رنگ قرمز مايل به قهوه اي ديده مي شود. عواملي چون Guignardia bidwellii و Bortysphaeria obtusa باعث پوسيدگي سياه رنگِ برگ، ميوه و ساقه ي مو مي شوند.
پوسيدگي خوشه (bunch rot) ناشي از Botryotinia fuckeliana (آنامورف: Botrytis cinerea) است که در آن خوشه ي انگور لهيده و روي آن پوشش خاکستري قارچ تشکيل مي شود. پوسيدگي خوشه ممکن است براثر Lasiodiplodia theobromae (Botrysphaeria rhodina) نيز بوجود آيد لکن در اين حالت پوسيدگي ابتدا قرمزرنگ و سپس سفيد است ونهايتاً ميوه موميايي مي شود.
▪ کنترل پوسيدگيها:
جلوگيري از صدمه ديدن فيزيکي، شيميايي وحمله حشرات بخصوص در مراحل آخر رشد، همچنين انبار سريع ميوه ها در دماي پايين و جداسازي ميوه هاي آلوده در کاهش پوسيدگيها موثر است.
● بيماري پوسيدگي گل آذين خرما Khamedj
بيماري خامج قدمت طولاني دارد و در اکثر نقاط نخل خيز دنيا وجود دارد. اولين گزارش تکنيکي را cavara درسال ۱۹۲۵ داده است. بيماري در مناطقي که داراي زمستانهاي طولاني است يا بارندگيهاي بهاره زياد است يا درخاکهايي که آب درآنها جمع مي شود يا نمک آنها زياد است، مخرب است. بيماري درعراق وخوزستان گاهگاهي طغيان مي کند معمولا بعد از زمستانهاي سرد و طولاني باهواي مرطوب اين اتفاق مي افتد.
عامل بيماري خامج قارچ Mauginiella scaettae است. زمان حمله قارچ موقعي است که خوشه هاي گل دهنده (spattes) دراوايل بهار شروع به رشد مي کنند. بعد از حمله قارچ به بافتهاي گل و قبل از باز شدن اسپاتها لکه هاي قهوه اي يا زرد رنگي روي آنها ظاهر مي شود. سطح داخلي اسپات زير لکه ها زرد و شفاف است. قارچ قادر است مستقيماً بدرون اسپات نفوذ کند ازاين جهت يک پارازيت قوي محسوب مي شود. عامل بصورت ميسليوم بين سلولي دربافتهاي کهنه زمستان گذراني مي کند. دربررسي هاي مرکز تحقيقات کشاورزي خوزستان درمناطق آلوده تا ۳۰% گل آذين ها ممکن است ازبين بروند و اين امر مستقيماَ روي توليد محصول اثر منفي دارد.
کنترل:
۱) جمع آوري وسوزاندن گل آذين هاي آلوده
۲) استفاده از گرده سالم
۳) استفاده از ارقام مقاوم: واريته هاي Tafezoune و Hamraim و Takernest مقاومند.
استفاده ازسموم تري دمورف و پروپيکنازول و تيوفانات متيل درحال حاضر درکنترل بيماري موثر است
● آنتراکنوز انبه Mango anthracnose
بيماري ناشي از Glomerella cigulata است، که به قسمتهاي هوايي گياه (برگ، شاخه، گل و ميوه) حمله مي کند. لکه هاي کوچک قهوه اي تا سياه روي شاخه و برگ بوجود مي آورد.
کنترل :
استفاده از قارچ کشهاي فربام، زينب، کاپتان به نسبت ۲- ۱.۵ درهزا
توصيه ها:
۱) تقويت گياه
۲) حذف شاخه هاي خشکيده
۳) کنترل آفات وساير بيماريها
● لکه سياه انبه Mango scab
بيماري ناشي از Elsinoe mangiferae (A: Sphaceloma mangiferae) که روي برگ، شاخه و ميوه توليد لکه هاي کوچک قهوه اي تا سياه مي کند که در شرايط مرطوب روي آنها پوشش مخملي زيتوني به وجود مي آيد. دربرگهاي مسن وسط لکه ها سفيد يا خاکستري و حاشيه آنها قهوه اي است. در بعضي از اين لکه ها آسکوکارپ قارچ ديده مي شود
● پژمردگي باکتريايي موز Moko
بيماري موکو ناشي از Pseudomonas solanacerarum که باعث تغيير رنگ آوندها و زردي و نکروز برگ مي شود. پاجوشها زرد و سپس سياه مي شوند. بيماري در مناطق موزکاري چابهار ديده شده است.
▪ توصيه: در صورت مشاهده علائم بيماري ريشه کن کردن درختان توصيه ميشود
● موميايي درختان ميوه Monilia brown rot
عامل بيماري Moniliniaاست که آنامورف آن monilia مي باشد. سه گونه دارد:
۱) M. Laxaمعروف به European brown rot
۲) M. Fructicolaمعروف به American brown rot که در ايران وجود ندارد.
۳) M. Fructigena
▪ ميزبانها در ايران : سيب، گلابي، به، زردآلو، گوجه، گيلاس و زردآلو درايران مهمتر است و M.laxaاز آن جدا شده است(از سمنان). بيماري به گل شاخه و ميوه ميزند ولي ميوه هاي رسيده حساسترند. ميوه هايي که روي درخت کاملاً سالمند ويکدفعه شروع به قهواي شدن مي کنند مشکوک به اين بيماريند. ميوه هاي آلوده سريعاً مي ريزند. اينها به تدريج مي پوسند وحالت چرمي سفتي پيدا مي کنند وتشکيل اسکلروت قارچ را مي دهند. اسکلروت در بهار جوانه زده وتوليد آپوتيسيم مي نمايد وآسکوسپورها گياه را آلوده مي کنند.
▪ کنترل شيميايي: سمپاشي زمستانه (زيرا به سه صورت اسکلروت ، ميسليوم و کنيدي زمستانگذراني دارد) . سمپاشي دربهار بعداز تشکيل گل انجام مي شود.
▪ توصيه: بهداشت باغ ؛ جمع آوري ميوه هاي آلوده . هرس شاخه هاي آلوده
● پوسيدگي قهوه اي(دروني) ميوه انجير fig brown rot(fig endosepsis)
بيماري ناشي ازقارچ ناقص Fusarium moniliforme است که اسپورهاي آن با زنبور Blastophaga به داخل ميوه ي انجيرانتقال مي يابد وموجب پوسيدگي داخل ميوه مي شود
● لکه برگي سرکوسپورايي انجير fig cercospora leaf spot
بيماري ناشي از Cercospora spp (مانند C. bolleana) است؛ که منجر به توليد لکه هاي مازويي در برگ انجير مي شود.
● ترشيدگي انجير fig souring
بيماري درايران ناشي از مخمر Hanseniospora osmophila است که با مگس سرکه يا سوسک ميوه انجير از طريق چشم ميوه انجير به داخل آن انتقال مي يابد. اين مخمر ها باعث ترشيدگي، ايجاد بوي الکل و تغيير رنگ ميوه مي شوند.
● شانکر انجير fig Phomopsis canker
بيماري بيشتر در انجيرهايي ديده مي شود، که نياز به هرس شديد دارند. درايران شانکر انجير در استهبانات فارس ديده شده است. بيماري ناشي از Diaporthe cinerascens (آنامورف: Phomopsis cinerascens) است. دراثر حمله قارچ روي شاخه ها شانکر ايجاد مي شود و شاخه ها پژمرده و دچار زوال تدريجي مي گردند. آلودگي از محل هرس شروع مي شود ومعمولاَ درفصل باراني صورت مي گيرد. قارچ درسال اول آلودگي تغيير رنگ را روي شاخه ايجاد مي کند و بتدريج طي ۴-۳ سال اطراف تنه وشاخه را فرا مي گيرد. دراثر مقاومت گياه بافت پينه اي اطراف شانکر تشکيل مي شود. قارچ درپينه نفوذ کرده ودرسال بعد فعال مي شود. دراثر فعاليت سالانه قارچ دواير متحدالمرکزي توليد مي شود. قارچ دو نوع پيکنيديوسپور توليد مي کند. نوع &۹۴۶; که نوع &#۹۴۵; درايران ديده شده است. اسپورها ازمحل زخمهاي ايجاد شده دراثر عوامل طبيعي وفيزيکي ويا حمله حشرات نفوذ مي کنند.
کنترل:
بهترين روش کنترل بيماري پيشگيري ازنفوذ قارچ درگياه وباغ است. که شامل
۱) تنظيم زمان هرس(هرس همراه با بارندگي نباشد)
۲) تهيه قلمه سالم
۳) معالجه زخمها
۴)ضدعفوني ابزار هرس
● آنتراکنوز مو Grapevine anthracnose
بيماري دراثر فعاليت قارچ Elsinoe amplina (آنامورف: Sphaceloma amplinum) است. قارچ به اندامهاي مختلف (برگ، خوشه، شاخه) حمله مي کند. در اثر حمله قارچ لکه هاي فرورفته با بافتهاي مرده تشکيل مي شوند.
توصيه ها:
۱) تقويت گياه
۲) حذف شاخه هاي خشکيده در پاييز
۳) کنترول ساير افات و بيماريها
● لکه زاويه اي برگ مو Grapevine angular leaf spot
بيماري ناشي ازPseudocercospora vitis) Mycosphaerella angulata ) که نشانه آن تشکيل لکه هاي قهوه اي زاويه دار در يک يا دو طرف برگ است
● سرطان طوقه ي مو Grapevine crown gall
بيماري در گياهان مختلف ناشي از گونه هاي Agrobacterium است؛ که نشانه ي آن تشکيل قسمتهاي متورم در طوقه و ندرتاً ريشه و ساقه گياه است. گالها به علت رشد وتکثير سرطاني ياخته هاي آلوده ايجاد مي شوند. تبديل ياخته هاي عادي به ياخته اي سرطاني بر اثر ورود پلاسميد مولد غده (Ti plasmid) به ياخته و ادغام DNA مولد غده (Ti DNA) در کروموزم ياخته صورت مي گيرد. بيماري در انگور ناشي از Agrobacterium vitis است. باکتري عامل بيماري در گذشته تحت عنوان بيووار ۳ گونه A. tumefaciens ناميده مي شد.
▪ توصيه: انتخاب نهالهاي سالم يکي ازبهترين روشهاي کنترل بيماري است. ضدعفوني ابزار هرس وجلوگيري از زخمي شدن شاخ و برگ نيز توصيه مي شود.
● سفيدک داخلي(کرکي، کاذب) مو Grapevine downy mildew
سفيدک کرکي مو براي اولين بار در جهان درسال ۱۸۳۷ توسط schweinitz درآمريکاي شمالي روي موهاي وحشي مشاهده و ثبت گرديد. بيماري با انتقال پايه هاي مقاوم به فيلوکسرا از امريکا به فرانسه و اروپا منتقل شد. شدت خسارت درفرانسه به حدي بود که صنعت شرابسازي را به رکود کشانيد. بيماري در ايران براي اولين بار درسال ۱۳۲۵ توسط اسفندياري گزارش شد.
عامل بيماري شبه قارچ Plasmopara viticola از خانواده Pronosporacea است که ميسليوم بدون ديواره عرضي توليد مي کند. پاتوژن زمستان را به صورت اُاُسپور در داخل برگهاي مرده وگاهي در ميوه وشاخه مي گذراند. برگهاي آلوده نيز با حفظ ميسليوم هاي قارچ از نظر زمستان گذراني حائز اهميت هستند.
بيماري معمولاً بروي برگها، جوانه ها، خوشه هاي نارس و يا تقريباً رسيده ظاهر مي گردند. دراثر حمله قارچ به برگها ابتدا نقاط روشن و غيرمشخص که حالت روغني دارند ظاهر مي شوند. سپس بافتهاي برگ به تدريج مرده ونکروزه مي شوند. شاخه هاي اصلي نيز ممکن است مرده يا قهوه اي شوند جوانه هاي جواني که آلوده مي شوند کوتاه مانده اما قطورتر از جوانه هاي نرمال به نظر ميرسند. در شرايط مرطوب شاخه ها و برگهاي آلوده بوسيله ي پوشش سفيدرنگ که اسپورانجيوفر قارچ است، پوشيده مي شوند. آلودگي خوشه ها اگر در اول فصل باشد ميوه هاي جوان بخصوص حبه هاي داخلي خوشه از اندام بار قارچ پوشيده مي شوند که باعث چروکيدگي، چرمي شدن و تغييررنگ ميوه ها مي گردند.
کنترل:
۱) کاپتان wp ۵۰ % و ۳ درهزار
۲) زينب wp ۸۰ % و ۳-۲.۵ درهزار
۳) مانب wp ۸۰ % و ۲.۵- ۲ درهزار
▪ توصيه ها: نوبت اول سمپاشي قبل از گلدهي و تکرار آن هر ۱۰- ۷ روز بر اساس نياز انجام شود. هرس سبز در کاهش بيماري موثر است.
● فتيله نارنجي(دارخور) Cytospora canker
بيماري فتيله نارنجي روي درختان گيلاس در سال ۱۳۲۵ توسط اسفندياري از کرج جمع آوري و گزارش شده است. داراي مزبانهاي مختلفي از جمله گردو، چنار، تبريزي، گيلاس، زردآلو، قيسي و سيب مي باشد. هنگام حمله قارچ شاخه هاي مبتلا از قسمت پايين شکسته و يا قطع ويا مورد حمله حشرات قرار مي گيرند. برگهاي شاخه ي آلوده پژمرده و سبز خشک مي شوند و سپس فتيله(cirrhus) هاي نارنجي، زرد يا قهوه اي عامل بيماري که در واقع اسپورهاي قارچ است، درسطح شاخه ها ظاهر مي شوند. براثر حمله قارچ، شاخه ها و سرشاخه ها ضعيف و خشک شده و علائم داي بک die-Bach در آنها ظاهر مي شود. بر روي شاخه و تنه نيز زخم و شانکرهايي ممکن است بوجود آيد. مقاومت درختان مسن بيشتر است ولي درختان مسن و ضعيف تر بيشتر دچار بيماري مي شوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهاي بالاي شانکر مي خشکد. آلودگي بيشتر در فصول پاييز و زمستان حادث مي شود.
عوامل بيماري گونه هاي مختلف جنس Cytospora مي باشند. گونه ها شامل:
۱) Cytospora persoonii
۲) C. juglandicola
۳) C. juglandina
۴) C. rubescens
۵) C. ambiens
۶) C. cincta
عوامل مکانيکي نظير تگرگ، محل تغذيه حيوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، يخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان مي شوند باعث تسريع در آلودگي ميزبانها مي گردد، البته ورود انگل به گياه بطور مستقيم و طبيعي از راه کوتيکول و منافذ بافتهاي پوششي صورت مي گيرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و ميمند مي باشد.)
▪ کنترل :
هر اقدامي که بتواند از ضعف درختان و حمله بيماري جلوگيري کند درپيشگيري از بيماري موثر است. تقويت درخت و رعايت اصول زراعي صحيح (عدم احداث باغ در زمينهاي آهکي و کم عمق و آبياري منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگي براي جلوگيري از ضعف درخت مي باشد.
درمورد مبارزه شيميايي مي توان گفت که برداشتن بافتهاي آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوي ۳% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازي درختهاي مبتلا(بخصوص سيب) رضايت بخش مي باشد. همچنين ازسموم مثل کاپتان به نسبت ۲در هزار نيز مي توان استفاده کرد.
۱) ترکيب بردو ------- ۲درصد
۲) اکسي کلرورمس WP۳۵% و ۵-۳در هزار
۳) تيوفانات متيل WP۷۰% و ۰.۵-۰.۶درهزار
۴) بنوميل WP۵۰% و يک در هزار
▪ توصيه: بهترين زمانها براي سمپاشي پاييز پس از ريزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار ۲-۱ نوبت مي باشد.
● سوختگي سياه نخل date palm black scorch
بيماري ناشي از قارچ Ceratocystis paradoxa (آنامورف: Chalara paradoxa) که به قسمتهاي مختلف نخل مانند برگ، جوانه مرکزي، گلوگاه و خوشه حمله مي کند و در برگها و گل آذين سوختگي سياه بوجود مي آورد.
● سوختگي برگ بادام almond leaf scorch
بيماري ناشي از باکتري گرم منفي محدود به آوندهاي چوبي به نام Xylella fastidiosa است. دراثر حمله باکتري به درختان بادام قسمتهايي ازبرگ وبه ويژه نوک و حاشيه آن دچار سوختگي ميشود
● آنتراکنوز موز Banana anthracnose
بيماري ناشي از قارچ Colleotrichum musae که روي پوست ميوه توليد لکه هاي قهوه اي تا سياه مي دهد. در بعضي موارد اين قارچ دم ميوه را در خوشه آلوده ميکند که در اين صورت بيماري بنامblack end يا crown rot ناميده مي شود.
کنترل :
۱)حذف شاخه هاي خشکيده
۲) تقويت گياه
۳)استفاده از قارچکش هاي زينب و فربام ۱ ۵ - ۲ در هزار
۴) کنترل آفات وساير بيماريها
● بيماري سر سيگاري موز Banana cigar end
بيماري ناشي از Trachysphaera fructigena که توليد پوسيدگي سياه و سپس خاکستري درميوه مي کند. پوسيدگي ميوه ممکن است به تمام ميوه گسترش يابد. در اغلب موارد Verticillium theobromae با بيماري همراه است
● Banana panama disease بيماري پانامايي موز
بيماري ناشي از قارچ Fusarium oxysporum f.sp. cubensis که نشانه هاي آن زردي برگهاي مسن، پژمردگي و آويزان شدن برگها و قهوه اي شدن آنهاست.
● زگيل سياه نخل خرما date palm false smut(Graphiola leaf spot)
بيماري با نامهاي ديگري چون زنگ زگيلي خرما و سياهک دروغي درخت خرما نيز مي شناسند. بيماري در اکثر نقاط دنيا ديده مي شود. در کشورهايي که درصد رطوبت نسبي هواي آنها بالا مي باشد مانند نيجريه، کشورهاي مديترانه اي و کشورهاي عربي شيوع دارد. درايران دربلوچستان، مازندران و ميناب گزارش شده است.
قارچ عامل بيماري Graphiola phoenicis است از راسته ي ustilaginales که داراي تليوسپور و بازيديوسپور مي باشد. بازيديوسپورها باعث ايجاد آلودگي مي شوند. تليوسپور مي تواند بروي برگ دوام بياورد. قارچ به قسمتهاي مختلف برگ، برگچه ها و رگبرگهاي اصلي حمله مي کند و يکسري جوشهاي برجسته(هاگينه) و کوچکي را بوجود مي آورد. جوشهاي سياه و بسته mm۳-۱ قطر دارند؛ که در دوسمت برگچه و محوربرگ تشکيل مي شود.
کنترل:
۱) سمپاشي با زينب و بنوميل قبل از پراکنش اسپورها
۲) هرس برگهاي آلوده و سوزاندن آنها
۳) کاهش رطوبت باغ
۴) رقم مقاوم مخصوصا واريته Kustaury

بيماري آتشک Fire Blight آتشک از قديمي ترين بيماري هاي باکتريائي است که عامل آن باکتري Erwinia Amylovora مي باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته ا ...

آتشک (Fire Blight) يکي از بيماري هاي مهم و خطرناک درختان ميوه دانه دار در جهان و نيز ايران است.اين بيماري حتي اگر در برخي مناطق، انتشار کمي هم داشته ب ...

يکي از بيماريهاي مهم و خطرناک درختان ميوه دانهدار در جهان و نيز ايران است.اين بيماري حتي اگر در برخي مناطق، انتشار کمي هم داشته باشد، خسارات سنگيني را ...

عامل آن فيتوپلاسما است وناقل آن پسيل گلابي مي باشد. علائم به دو صورت است : زوال تدريجي زوال سريع ▪ کنترل: براي معالجه درختان از تتراسايکلين به ميزان۱۰ ...

● تاريخچه‌ي گياه‌پزشکي دانش گياه‌پزشکي درايران سابقه‌اي کمتر از يک قرن دارد درحالي‌که اروپائيان دراين زمينه چند صدسال تجربه اندوخته‌اند؛ شادروان افشار ...

دانلود نسخه PDF - آتشک